انترناسیونال است نجات ِ انسان‌ها


صفحه یِ اصلی  |   نشریات  |   کتاب‌خانه  |   آرشیو  |   پیوندها  |   تماس

2009-01-31

اریک فروم
سیما ی انسان راستین
..می‌توان گفت برداشت ِ نادرست از ماتریال‌یسم (ماده‌گرایی) ِ وی (پروفسورها و روحانیون و ...) شایع‌تر و وسیع‌تر از همه است. گمان می‌برند که او (کارل مارکس و یا به عبارت‌ی به‌تر مارکس‌یسم) سودجویی و آسایش‌طلب‌ی را انگیزه‌ای برتر در انسان شمرده‌است و تلاش در دست‌یافتن به بیش‌ینه سود ِ مادی را محرک ِ اصل‌ی در زنده‌گی یِ شخص‌ی و در حیات ِ نژاد ِ انسان‌ی دانسته‌است. گمان ِ گمراه‌کننده یِ دیگری که بر این می‌افزاید این است که وی قدر ِ فرد را نشناخته و بر نیازها یِ روح‌ی انسان چشم پوشیده، و آن‌چه می‌جوید انسان‌ی است که شکم‌ش سیر و جامه‌اش درخور است ولی روح ِ خود را از دست داده‌است. انتقاد ِ بنیان‌گذار ِ فلسفه یِ علم‌ی (کارل مارکس) از مذهب را- بیش از همه یِ کسان‌ی که ایمان به خدا را تنها شرط ِ جهت‌گیری یِ معنوی می‌دانند- نفی همه یِ ارزش‌ها یِ معنوی می‌دانند. اینک نگاه کنید چه‌گونه برداشتی از بهشت ِ سوسیالیست‌ی دارند: این بهشت ِ سوسیال‌یست‌ی از هزاران هزار آدم‌ی است که به فرمان ِ یک دیوان‌سالاری (بوروکراس‌ی) یِ قدرتمند گردن نهاده‌اند. این دیوان‌سالاری آزادی را از این مردم گرفته‌است، گرچه شاید به ایشان برابری را ارزان‌ی داشته‌باشد؛ آنان را از لحاظ ِ مادی خرسند ساخته ولی از فردیت محروم کرده‌است. از آنان آدم‌ک‌ها یِ یک‌دست‌ی ساخته‌است که زیر ِ فرمان ِ معدودی رهبران ِ به‌تر تغذیه‌شده روزگار می‌گذرانند. [اشاره به سیستم بوروکرات ِ شوروی یِ سابق] در این‌جا به هم‌این بسنده می‌کنیم که این تصویر ِ عامه‌پسند از ماتریال‌یسم (ماده‌گرایی) او به هیچ‌رو، با واقعیت سازگار نیست. وی هرگز خواستار ِ یک‌نواخت‌ی و انقیاد ِ نبوده، بر خلاف ِ معنویت گام نزده‌است. این فیلسوف ِ جامعه‌شناس، آزادی یِ معنوی یِ انسان و رهایی او از زنجیر‌ها یِ جبر ِ اقتصادی را می‌جوید؛ بازگشت ِ انسان را به کمال ِ انسان‌ی‌اش می‌خواهد؛ می‌خواهد به انسان توانایی ببخشد که وحدت و هم‌آهنگ‌ی با هم‌نوع خویش و طبیعت را بازیابد. فلسفه یِ او- گرچه به زبان ِ غیرِدین‌ی و غیرِخداپرست‌انه- در عرف ِ مسیحیت (و اسلام و ...) گام‌ی به پیش است. هدف ِ آن هم‌آن هدف‌ی است که از نهضت ِ نوزایی (رنسانس) و اصلاح ِ دین‌ی تا قرن ِ نوزده‌م ره‌نمون ِ تفکر ِ غرب‌ی بوده‌است: تحقق ِ کامل ِ فردیت. این سخن بی‌شک، برا یِ بسیاری از خوانندگان تکان‌دهنده است، زیرا با آن‌چه تا کنون درباره یِ این فیلسوف خوانده یا شنیده‌اند سازگار نیست. اما پیش از آن‌که این سخن را با مدرک ثابت‌کنم می‌خواهم طنز ِ دیگری را بازنمایم. تصویری که هواخواهان ِ سرمایه داری از هدف ِ او و سوسیال‌یسم ِ وی ترسیم می‌کنند تقریبا بی کم‌وکاست با واقعیت ِ جامعه یِ سرمایه‌داری یِ غرب تطبیق می‌کند. در جامعه یِ امروزه یِ غرب (و امروزه در شرق و غرب) غالب ِ مردمان مشتاق‌انه به دنبال ِ سود ِ مادی بیش‌تر، آسایش و جیفه یِ دنیایی روانند و اشتیاق‌شان را تنها امنیت جویی و پروای از مخاطرات مهار می‌کند. اینان به زنده‌گی‌ای دل‌خوش هستند که در حوزه یِ تولید و نیز در قلمرو مصرف زیر ِ سلطه و حاکمیت ِ دولت و شرکت‌ها ی سهام‌ی بزرگ و دیوان‌سالاری‌ها یِ مربوطه است. این‌ان به تعبیر این فیلسوف ِ واقع‌گرا، «انسان-کالا»هایی ناتوانند که از انسانیت به کاربردن ِ دست‌گاه ِ تناسل‌ی را می‌دانند. تصویر سرمایه‌داری قرن ِ بیست‌م را مشکل بتوان از کاریکاتور ، سوسیال‌یسم ، مارکس‌یست‌ی- که مخالف‌ان‌ش ترسیم‌کرده‌اند- تمییزداد. شگفت‌آورتر این‌که کس‌ان‌ی که این فیلسوف را به ماده‌پرست‌ی متهم می‌کنند، از آن‌جا بر سوسیال‌یسم خروشیده و آن‌را غیرِواقع‌بینانه می‌شمارند که انگیزه یِ نیرومند محرک ِ انسان را سودجویی نمی‌دانند. انسان چه خوب می‌تواند تناقضات ِ مشهود را- اگر به صلاح ِ خود ببینند- از راه ِ دلیل تراش‌ی نفی کند. این کس‌ان در اثبات ِ سازگاری سرمایه‌داری با طبیعت انسان‌ی و برتری آن بر سوسیال‌یسم ِ غیرِواقع‌بینانه به هم‌آن دلایل‌ی متوسل می‌شوند که به رغم ِ آن‌ان برهان ِ ناسازگاری یِ فلسفه یِ مارکس با سنت ِ مذهب‌ی ما است و برا یِ دفاع از نظام ِ کنون‌ی ما علیه ِ این فیلسوف به کار می‌رود. خواهیم کوشید که نادرست‌ی یِ این برداشت از آیین ِ فلسفه یِ علم‌ی را نشان‌دهیم. ثابت‌خواهیم‌کرد که از دیدگاه ِ وی محرک ِ اصل‌ی انسان سود ِ مادی نیست؛ بل‌که وی آزادی انسان از فشار نیاز‌ها یِ اقتصادی را می‌جوید؛ رهایی آدم‌ی را می‌خواهد؛ بیش از هرچیز به آزادساختن ِ انسان به عنوان ِ یک فرد دل‌بسته‌است؛ غلبه یِ انسان بر بیگانه‌گی از خویش، بازگشت توانایی او برا یِ پیوند یافتن با انسان و طبیعت را ارزش‌ها یِ برتر می‌شمرد. به جرات می‌توان گفت فلسفه یِ این متفکر هستی‌گرایی‌ای است که به واسطه یِ خصلت معنوی‌اش با عرف ِ ماتریال‌یسم (ماده‌گرایی) مخالف است و سیمای ماتریال‌یسم (ماده‌گرایی) درون ِ ما را دگرگون ساخته‌است. سوسیال‌یسم ِ او، که بر نظریه یِ وی در باره یِ انسان مبتنی است، هم‌آن مسیحیت (یا اسلام) است که به زبان ِ قرن ِ نوزده‌م بیان‌شده‌است.

2008-09-19

م. ن.؛ مقدمه‌ای بر خلاصه یِ کاپیتال
جهان ِ سرمایه‌داری
اگر جمع ِ کثیری هر ساله از گرسنه‌گی و برهنه‌گی جان می‌سپارند، علتش این نیست که محصول و جنس کم بوده است، بل‌که ب‌ال‌عکس به این دلیل است که بیش از اندازه محصول تهیه شده است. خودپرستی، حرص، آز و بدخواهی یِ عده یِ قلیلی باعث می‌شود که اکثریت ِ قریب به اتفاق ِ مردم در تنگ‌دستی و عسرت به سر برند و از خورد و خوراک ِ کافی و مسکن و پوشاک ِ لازم محروم باشند، جان بکنند و دست‌رنج ِ خود را به یک عده مفت‌خور و طفیلی تسلیم نمایند. توده‌ها هم خانه می‌خواهند، آزادی می‌خواهند، فرهنگ می‌خواهند، بهداشت می‌خواهند، لباس ِ خوب و غذا یِ کافی می‌خواهند و منابع ِ زمین برا یِ رفع ِ کلیه یِ این ضروریات از حد ِ کفایت تجاوز می‌کند. بگذار این زالوها یِ طفیلی بمیرند و راه ِ نیستی و عدم را پیش بگیرند تا برا یِ همیشه به جور و ستم، فقر و فلاکت، استثمار ِ بشر به وسیله یِ بشر، استثمار ِ زن به وسیله یِ مرد، بحران و بی‌کاری، جنگ و خون‌ریزی خاتمه داده شود.

2008-09-10

جمعی از فعالین ِ چپ ِ تبریز
تغییر: ضرورتی که مطرح شده و باید حل شود
شبح تغییرات بر فراز منطقه و کشور در گشت و گذار است.شبحی که تار و پود نظام اسلامی را در هراسی عمیق فرو برده است. ترسی که موجب تغییر تعجیلی ساختار سپاه پاسداران و جابه جایی استراتزی های اقتصادی و سیاسی شده است. بتدریج با آشکارتر شدن ویزگی های شبح می توانیم چشم انداز روشن تری کسب کنیم و ماهیت ویژگی های آن را بفهمیم. گرچه نمی توان با قاطعیت نتیجه تغییر را پیش بینی کرد اما با قاطعیت می توان گفت که چه چیزی باید تغییر کند و چه چیزی به شیوه ی ِ سابق قادر به ادامه دادن نیست. شکی نیست شبح مورد گفتگو واقعی و زمینی است و لاجرم باید آن را در متن جامعه و منطقه بررسی کرد. ادامه...

2008-09-09

حقیقت، ارگان ِ حزب ِ کمون‌یست ِ ایران (م ل م)- سربداران، شماره یِ ۳۹
تزهایی در مورد جنبش رهایی زنان
تز ِ اول: ستم ِ جنسیتی معلول ِ ستم ِ طبقاتی نیست!
تز ِ دوم: تولید فقط تولید ِ وسایل ِ معاش نیست!
تز ِ سوم: طبقه یِ کارگر مرد نیست!
تز ِ چهارم: سرمایه‌داری بدون ِ استثمار ِ زن قادر به تولید و باز تولید نیست!
تز ِ پنجم: مسئله یِ زنان یک مسئله یِ بورژوائی نیست!
تز ِ ششم: مسئله یِ زنان یک مسئله یِ رفرمیستی نیست!
تز ِ هفتم: تنها راه ِ رهائی یِ زنان سوسیالیسم است، اما! ادامه...

2008-09-08

محمدرضا شالگونی
رویارویی یِ سوسیال‌یسم و مذهب از کجا برمی‌خیزد؟
چهار – پنج دهه اخیر در رابطه سوسیالیسم و مذهب دوره پر پیچ وتابی بوده است و باعث شده نظر بسیاری از مارکسیست ها در باره مذهب به طور چشم گیر تغییر کند. بعضی از این تغییرات نتیجه عمیق تر شدن درک از سوسیالیسم و شرایط اجتماعی پا گرفتن آن بوده ، ولی بعضی دیگر در پی شکست های جنبش کمونیستی و وارفتگی و روگردانی بسیاری از فعالان آن از پیکار طبقاتی صورت گرفته است. [١]
تا اوایل دهه ١٩٦۰ نظر مسلط در جنبش جهانی کمونیستی ، دوری و دشمنی میان کمونیسم و مذهب را در حدی می دید که تصور وجودِ کوچک ترین فصل مشترک میان آنها را یک اصول فروشی خطرناک می دانست. اما موج بزرگ پیکارهای طبقاتی و ضدامپریالیستی جهان سوم که در دهه ١٩٦٠ به اوج خود رسید ، این نظر را تا حدی تعدیل کرد. در متن این پیکارها جریان های مذهبی عدالت خواه و ضد امپریالیستی ظاهر شدند که تحت تأثیر رادیکالیسم سیاسی مارکسیسم ، مبارزه برای بهبود شرایط زندگی طبقات محروم را هدف اصلی خود اعلام می کردند. برجسته ترین این جریان ها "الهیات رهایی بخش" امریکای لاتین بود که با دعوت به بازگشت به آموزش های مسیحیت اولیه ، از کلیسا می خواست درکنار تهیدستان و لگدمال شدگان بیایستد ، با جنبش های انقلابی و سوسیالیستی همراهی کند و به شباهت های انکار ناپذیر میان آموزش های مارکس و مسیح بی اعتنا نماند. خیز بزرگِ سوسیالیسم انقلابی امریکای لاتین علیه امپریالیسم امریکا ( یعنی حامی جهانی تمام طبقات بهره کش و دیکتاتوری های این قاره ) بستر اجتماعی و سیاسی رویش الهیات رهایی بخش بود. فشار از پائین بر کلیسای کاتولیک چنان قوی بود که "کنفرانس عمومی اسقف های امریکای لاتین" که در سال ١٩٦٨ در شهر مدلین کلمبیا برگزار گردید ، ناگزیر شد اعلام کند که در کنار تهیدستان ایستاده است. آنچه سلسله مراتب واتیکان را به تحمل چنین موضع گیری هایی ناگزیر می ساخت این بود که ( به قول ویکتور کیرنان ، تاریخ نویس نامی مارکسیست ) مردم کلیسا را ترک می کردند: " ثروتمندان دیگر به آن نیازی نداشتند و تهیدستان دیگر آن را نمی خواستند ".( کیرنان ، ١٩٩١) ادامه...

Labels:

2008-08-28

کارل مارکس
ایده‌ئولوژی یِ آلمانی
تا کنون انسان‌ها همواره تصورات نادرستی در باره یِ خودشان، در باره یِ این که چه هستند و چه باید باشند، پرورده‌اند. آنان مناسبات خود را بر طبق ِ تصورات‌شان از خدا، انسان ِ معمولی و غیره تنظیم کرده‌اند. اختیار ِ فرآورده‌ها یِ دماغی یِ آن‌ها از کف‌شان خارج شده است. انسان‌ها، یعنی آفریننده‌گان، در برابر ِ آفریده‌ها یِ خود زانو زده‌اند. بگذار آن‌ها را از خیالات ِ واهی، تصورات، دگم‌ها و موجودات ِ خیالی که در زیر ِ یوغ‌شان تحلیل می‌روند برهانیم. بگذار علیه ِ حاکمیت ِ مفاهیم قیام کنیم. یکی می‌گوید بگذار به انسان‌ها بیاموزیم افکاری را جای‌گزین ِ این تصورات کنند که با ذات ِ انسان خوانایی دارد، دیگری می‌گوید به آنان بیاموزیم که چه‌گونه موضع ِ انتقادی در قبال ِ آن‌ها بگیرند و سومی می‌گوید به آنان بیاموزیم که چه‌گونه این تصورات را از سر ِ خود بیرون کنند و بدین ترتیب واقعیت ِ موجود در هم فرو خواهد ریخت.
این پندارها یِ معصومانه و کودکانه هسته یِ فلسفه یِ نوین ِ «هگل‌ی‌ها یِ جوان» را می‌سازد، فلسفه‌ای که نه تنها عامه یِ مردم ِ آلمان با وحشت و هیبت آن را پذیرا شده‌اند، بل‌که اعلام ِ آن از طرف ِ قرمان‌ان ِ فلسفی یِ ما نیز با وقوف ِ جدی به خطر ِ جهان‌آشوب و بی‌رحمی یِ تبه‌کارانه یِ آن توام بوده است. هدف ِ جلد ِ اول ِ کتاب ِ حاضر آن است که پرده از چهره یِ این گوسفندانی که خود را به جا یِ گرگ گرفته و به جا یِ گرگ گرفته شده‌اند برگیرد، نشان دهد که بع‌بع‌ها یِ آن‌ها صرفن تقلید ِ ادراکات ِ طبقه یِ متوسط ِ آلمان به یک شکل ِ فلسفی است و نشان دهد که لاف‌زن‌ی‌ها یِ این مفسران ِ فلسفی، تنها انعکاسی از نکبت‌باری یِ شرایط ِ واقعی یِ آلمان است. هدف ِ آن این است که این مبارزه یِ فلسفی با سایه‌ها یِ واقعیت را، که برا یِ ملت ِ خیال‌باف و آشفته‌فکر ِ آلمان جاذبه دارد، به استهزاء گیرد و بی‌اعتبار کند.
روزگاری غیور مردی عقیده داشت که انسان‌ها تنها به خاطر ِ این در آب غرق می‌شوند که دچار ِ وسواس ِ ایده ی جاذبه شده‌اند. اگر آن‌ها می‌آمدند و این عقیده را، فی‌المثل با اعلام ِ آن به عنوان ِ یک خرافه، یک مفهوم ِ مذهبی از سر ِ خود بیرون می‌کردند، والامنشانه در مقابل ِ هر خطری از ناحیه یِ آب مصون می‌شدند. او در سراسر ِ زنده‌گی یِ خود علیه ِ توهم ِ جاذبه، که همه یِ آمارها مدارک ِ جدید و متعددی از نتایج ِ زیان‌بار ِ آن در اختیار ِ وی می‌گذاشتند مبارزه کرد. این غیور مرد از قماش ِ همین فیلسوفان ِ انقلابی یِ جدید در آلمان بود.۱
۱: هیچ‌گونه تمایز ِ خاصی بین ِ ایده‌آل‌یسم ِ آلمانی و ایده‌ئولوژی یِ سایر ِ ملت‌ها وجود ندارد. این یک نیز جهان را تحت ِ سلطه یِ افکار می‌داند، افکار و مفاهیم را هم‌چون اصول ِ تعیین‌کننده تلقی می‌کند و عقاید ِ معینی را هم‌چون راز ِ جهان ِ مادی که برا یِ فلاسفه قابل ِ دست‌رس است می‌انگارد. هگل ایده‌آل‌یسم ِ پوزیتیو را به کمال رساند. او تنها تمام ِ جهان ِ مادی را به جهان ِ افکار و تمام ِ ناریخ را به تاریخ ِ افکار تبدیل نکرد. او با به ثبت رساندن ِ هویت‌ها یِ فکری راضی نبود، او در جست‌وجو یِ توصیف ِ عمل ِ آفرینش نیز بود. به خود آمده از دنیا یِ خیالی‌شان، فیلسوفان ِ آلمانی علیه ِ جهان ِ افکار اعتراض می‌کنند، جهانی که نسبت به آن ... درک ِ واقعیت ِ مادی ... ادامه...

Labels:

2008-06-15

روناک مدائن؛ پیام ِ فدایی، ارگان ِ چریک‌ها یِ فدایی یِ خلق ِ ایران، شماره یِ ۱۰۶، فروردین ماه ِ ۱۳۸۷
نپال: ضرورت ِ انقلاب‌ی دیگر!
انتخابات 10 آوریل مجلس موسسان نپال که وظیفه تهیه قانون اساسی جدید کشور و انجام وظایف قوه مقننه تا پایان تدوین قانون اساسی و انتخابات دولت را بر عهده دارد سرانجام پایان یافت و نتیجه رسمی آن اعلام شد. به این ترتیب مجلسی که قرار است سرنوشت رژیم سلطنتی را بزودی و رسما تعیین سازد بزودی شکل خواهد گرفت. این مجلس در اولین جلسه خود می تواند با اکثریت آرا (نصف به علاوه یک)، انقراض رژیم سلطنت را اعلام کند.
در انتخابات مذکور،حدود 60 درصد از واجدین شرایط شرکت کردند و نشان داده شدن برتری حزب کمونیست (مائوئیست)، یکی از نتایج آشکار و اولیه این انتخابات بود. این حزب مجموعأ 217 کرسی از 601 کرسی مجلس موسسان نپال را به خود اختصاص داد (120کرسی از 240 کرسی مرحله اول و 97 نماینده از 335 نماینده مرحله دوم انتخابات). (1)
تصمیم به برگزاری انتخابات مجلس موسسان برای تدوین قانون اساسی جدید نپال، به دنبال توافق حزب کمونیست نپال(م) با دولت نپال بوجود آمد. در واقع این تصمیم در نتیجه دخالتهای آشکار امپریالیستها (به عنوان مثال وساطت جیمی کارتر)که از اوج گیری انقلاب نپال واهمه داشتند و می خواستند به هر طریق ممکن آتش انقلاب در این کشور را خاموش سازند، اتخاذ شد. پیش از آن دو طرف بین خود مذاکراتی را شروع نموده و سر انجام پس از فراز و نشیبهای متعدد بر مبنای توافقی به سازش رسیدند. برا ثر این توافق بود که حزب کمونیست مبارزه مسلحانه بر علیه رژیم حاکم را که از سال 1996 آغاز کرده و در طی آن توانسته بود مناطق وسیعی از کشور را از سلطه دشمن آزاد سازد متوقف نمود و متعهد شد که به نتیجه انتخابات و شرکت در مبارزه سیاسی جاری در کشور جهت رسیدن به خواستهای خود گردن نهد.
مرور کوتاهی به تاریخ مبارزات توده های تحت ستم نپال ، پروسه رشد مبارزات قهرآمیز توده های ستمدیده این کشور را نسبت به کل سیستم سیاسی و دولت این کشور نشان می دهد. در شورشها و تظاهرات گسترده اپریل 2006 جمعیت زیادی هر روز به خیابانها ریخته و شعار "سلطنت ملغی باید گردد" را سر میدادند در حالیکه امپریالیستها و از جمله دولت امریکا با فرستادن اسلحه و مهمات و کمکهای مالی از شاه و ارتش او در جنگ 12 ساله علیه زحمتکشان نپال حمایت می کردند. در اپریل 2006 شاه جدید "گیانیندرا" در مواجهه با خشم و کینه طبقات تحت ستم این کشور که اکیداً خواهان الغای سلطنت بودند، مجبور شد که قدرت سیاسی را به دولت موقت متشکل از 7 حزب عمده نپال (که دو حزب "کنگره نپال" و "حزب کمونیست نپال(یو ام ال)" (NCP- UML) اکثریت را در آن داشتند) منتقل کند.
واقعیت این است که بحرانهای سیاسی- اجتماعی طولانی ای که از دیر باز این کشور را در بر گرفته است، خود حاصل شرایط دهشتناکی است که رژیم سلطنت به مثابه رژیمی ضد مردمی و وابسته به امپریالیستها در جهت تداوم قدرت خود و مناسبات پوسیده اقتصادی- اجتماعی حاکم بر نپال در این کشور بوجود آورده است . در حالیکه طبقه حاکمه در میان ثروت های غارت شدخ هر چه غنی تر شده و در ناز و رفاه به سر می برند، بیش از 31 درصد جمعیت 30 میلیونی نپال در زیر خط فقر زندگی می کنند تا آنجا که آن کشور به عنوان دوازدهمین کشور فقیر دنیاشناخته شده است. اکثریت جمعیت این کشور در مناطق روستایی زندگی می کنند و فاقد امکانات اولیه زندگی مثل آب آشامیدنی و بهداشت و درمان و تحصیل و ... هستند. بر اساس گزارشات خبرگزاریها درآمد متوسط سرانه نپال 280 دلار، نرخ تورم 7 درصد و نرخ رشد سالانه 3.8 درصد می باشد. درحال حاضر نیز رشد بی سابقه قیمت مواد غذایی در سطح دنیا، تأثیرمخربی بر روی زندگی مردم فقیر این کشور گذاشته است. افزایش قیمت مواد غذایی تا حدود 50 درصد، تعداد فقرای این کشور را بطرز بی سابقه ای افزایش داده است. بر اساس گزارش سازمان ملل بیش از 4 میلیون نفر "الترا- فقیر" در نپال زندگی می کنند که مجبورند بیش از 75 درصد از درآمدشان را به خرید مواد غذایی اختصاص دهند. ادامه...

Labels:

2008-06-02

ع . شفق
نگاه‌ی به «حزب ِ کمون‌یست ِ کارگری»؛ برا یِ ثبت در تاریخ‌
همکاری‌های عملی اخیر جریان موسوم به حزب کمونیست کارگری با دار و دسته‌های ضدانقلابی سلطنت طلب در جریان آکسیون‌های اعتراضی خارج کشور یکبار دیگر رسوایی این "حزب" و ماهیت واقعی ادعاها و تبلیغات فریبکارانه اش را در عمل و در افکار عمومی به نمایش گذارد. در جریان حرکاتی که در حمایت از جنبش دانشجویی- مردمی در خارج از کشور سازمان یافت ، نیروها و احزاب کمونیست و آزادیخواه یکبار دیگر دیدند که چگونه این جریان که در تمام طول حیاتش از ابراز عناد و پرخاشگری با نیروهای کمونیست و پرنسیب‌های انقلابی غفلت نکرده و با بیشرمی در کشورهای مختلف (آمریکا ، انگلستان ، هلند ، کانادا و...) در رکاب سلطنت طلبان و در صفی واحد با این ضد انقلابیون به میدان آمده و در شرایطی که با توجه به اوضاع و احوال بین المللی جدید در مورد جمهوری اسلامی ، بوی "کباب" به مشام هواداران سلطنت رسیده ، به اتحاد عمل‌های رسما اعلام نشده خود با این دشمنان قسم خورده کارگران و خلق‌های تحت ستم ایران بُعدی تازه بخشیدند. این واقعیت یکبار دیگر مساله ارزیابی از جایگاه این "حزب" و چگونگی نگرش و شیوه برخورد با این جریان را در میان افراد و نیروهای کمونیست و انقلابی با برجستگی مطرح نمود. نوشته حاضر می‌کوشد تا با توجه به این واقعیت ، با مرور کوتاهی بر مواضع این "حزب" در تاریخ موجودیتش این حقیقت را یادآوری کند که گرایش فزاینده و شیفتگی این جریان به نیروهای بورژوائی و ضد انقلابی در عمل و به همان نسبت نشان دادن عناد با جریانات انقلابی مدافع منافع طبقه کارگر و خلق‌های تحت ستم ، نه امری اتفاقی بلکه تداوم برنامه و خط سیاسی مشخص این جریان و رهبری اش در طول تاریخ حیات کوتاه آن بوده است. نخستین نکته ای را که در رابطه با مبحث فوق باید بدان اشاره کرد یادآوری این واقعیت است که مارکسیست‌ها برای تعیین میزان نزدیکی و یا دوری احزاب و جریانات سیاسی از توده‌ها و صف انقلاب تنها به گفته‌ها و ادعاهای این احزاب توجه نمی‌کنند بلکه اساسا برنامه و عملکرد آنها را معیار قرار می‌دهند و سپس به این مساله می‌پردازند که در پرتو برنامه‌ها و ادعاهای یک حزب سیاسی ، این حزب در تندپیچ‌های اجتماعی در کجا می‌ایستد و عملا چه مواضعی را اتخاذ می‌کند. البته در همین رابطه توجه به ماهیت رهبری جریان مزبور نیز بسیار مهم است. چرا که ما در جریان مبارزه طبقاتی گاها شاهد بروز احزاب سیاسی ای هستیم که به رغم سنگر گرفتن در پشت "برنامه‌های انقلابی" و شعارهای فریبنده ، به علت ماهیت رهبریشان - رهبری ای که که آن جریان سیاسی را در کل برای خدمت به منافع دشمنان توده‌ها بر پا کرده است - در صف ضد انقلاب قرار می‌گیرند. (در این مورد ذکر مثال جریان قیاده موقت در کردستان عراق نمونه گویا و شناخته شده ای ست) البته ما فعلا در اینجا قصد نداریم که به بررسی ماهیت رهبری "حزب کمونیست کارگری" بپردازیم*. گذشته از این واقعیت در بررسی ماهیت طبقاتی احزاب و جریانات سیاسی باید به فاکتورهایی نظیر آنکه سابقه مبارزاتی و تاریخچه حزب مزبور چیست ، چه نوع مناسبات تشکیلاتی ای را در درون خود برقرار کرده ، رابطه آن با نیروهای انقلابی و یا ارتجاعی و امپریالیستی کدام است و... نیز حتما توجه نمود. اگر جریان موسوم به "حزب کمونیست کارگری" را در این چهارچوب بررسی کنیم ، بهتر متوجه خواهیم شد که این جریان در کجا ایستاده و در چه راهی گام برمی‌دارد. ادامه...

2008-05-31

حقیقت، ارگان ِ حزب ِ کمون‌یست ِ ایران (م ل م)- سربداران، شماره یِ ۴۰
انقلاب ِ نپال: موفقیت ِ بزرگ یا خطر ِ بزرگ!
موفقیت اخیر حزب کمونیست نپال (مائوئیست) در انتخابات مجلس موسسان، و اعلام پایان نظام پادشاهی 240 ساله و آغاز "جمهوری فدرال نپال"، در اولین نشست مجلس موسسان ( 28 مه 2008)، بار دیگر نگاه بسیاری از مردم جهان را به سمت آن کشور جلب کرده است. شادمانی، بسیاری از انقلابیون و نیروهای مترقی جهان را فراگرفته و سیل تبریک و تهنیت از سوی بسیاری از احزاب چپ کشورهای مختلف، به مناسبت این پیروزی انتخاباتی، بسوی حزب کمونیست نپال(مائوئیست) روانه شده است. (1)
در نگاه اول، این ابراز شادمانی قابل درک است. بسیاری از اینکه نام کمونیسم بعنوان یک قدرت در ابتدای قرن جدید، دوباره مطرح شده، خوشحالند. آنان احساس می کنند پیروزی مائوئیستها در نپال، کمونیسم را دوباره در اذهان جهان، بعنوان یک آلترناتیو، طرح کرده است. اما سئوال این است که این خوشحالی تا چه اندازه موجه بوده و از پایه عینی برخوردار است؛ تا چه اندازه می توان آینده روشنی را در مسیری که انقلاب نپال در آن گام نهاده، مشاهده کرد؟
شک نیست که واژگونی نظام پادشاهی و بر چیده شدن پایتخت مذهب هندو، بدست کارگران و دهقانان تحت رهبری مائوئیستها، پیروزی مهمی بوده و مسرت بخش است. اما "جمهوری" شدن نپال، مسایل بنیادین طبقاتی را، که جنگ خلق به خاطر آن آغاز شد، حل نمی کند. حزب ما از این پیروزی انتخاباتی ابراز مسرت نکرده است. این رویکرد با توجه به اینکه حزب ما طی 12 سال گذشته (همانند جنبش انقلابی انترناسیونالیستی و کلیه احزاب شرکت کننده در آن) از حامیان سرسخت جنگ خلق در نپال بوده است پرسشهای زیادی را در اذهان بوجود آورده است. بویژه آنکه متعاقب جنبش عظیم آوریل 2006 در نپال و گسترش قدرت جنگ خلق از روستاها به شهرها، سر مقاله نشریه حقیقت (شماره 30، آبان 1385) پیروزی قریب الوقوع انقلاب نپال را پیش بینی کرد و چشم انداز تشکیل یک دولت سوسیالیستی در نپال را نوید داد. اگر چه در آن شماره نشریه حقیقت، بدرستی بر مشکلات عینی پیش پای این انقلاب و پاره ای ابهامات در تفکر استراتژیک حزب کمونیست نپال(م) نسبت به مختصات دیکتاتوری پرولتاریا - با توجه به تجارب مثبت و منفی دو تجربه بزرگ قرن بیستم در شوروی و چین - انگشت گذاشته شد. اما سرمقاله (بویژه عنوان آن) این شبهه را در اذهان دامن زد که مائوئیستهای نپالی به زودی قدرت سراسری را کسب خواهند کرد. سیر وقایع، زودرس و یکجانبه بودن این یپش بینی را نشان داد. در عمل، انقلاب نپال با وضعیت دشوار و پیچیدگیهای زیادی روبرو شد و فرایند کسب سراسری قدرت سیاسی نیز متوقف شد.
لازم به تاکید است که انقلاب نپال، متعلق به تمامی پرولتاریا و خلقهای جهان است. جنبش بین المللی کمونیستی، بخصوص احزاب مائوئیست، موظفند ضمن یادگیری از تجارب آن انقلاب و شادمانی از پیروزی های آن، چشمان خود را بازکرده و پیچ و خم های سیاسی و ایدئولوژیک مخاطره آمیز آن را نیز ببینند و در گذر از آنها نیز نقش مناسب خود را ایفا کنند. حزب ما تا کنون به سهم خود چنین کرده و به این کار ادامه خواهد داد. هر گونه موضع بی تفاوتی یا عدم دخالت تحت ظواهر "چپ " (اما با محتوی عمیقا راست) چون فراخوان "انقلابی دیگر" را دادن یا ظوهری راست همچون تاکید خوش خیالانه و یک جانبه بر "مهارتهای تاکتیکی حزب کمونیست نپال(م) در تحلیل مشخص از شرایط مشخص" سرباز زدن از وظیفه انترناسیونالیستی، بی مسئولیتی نسبت به حفظ دستاوردهای مهمترین انقلاب در ابتدای قرن 21 و ناتوانی در مواجه شدن با مشکلات واقعی است که انقلابهای پرولتری در دوره کنونی با آن روبرو هستند. ادامه...

Labels:

2008-05-24

آناهیتا رحمانی
در دفاع از مائو تسه‌دون و انقلاب ِ سوسیال‌یست‌ی یِ چین
اخیرا مقاله ای با نام ("دمکراسی نوین" مائو؛ رویزیونیسم یا سوسیالیسم عملی؟ ) به قلم بینا داراب زند در سایت سلام دمکرات به چاپ رسیده است که بشدت تحریف آمیز است. در این مقاله هر چند داراب زند تلاش داشته که نشان دهد به اصطلاح علمی و " مارکسیستی" مائو را نقد میکند ولی او در این نقد نتوانسته با حقایق تاریخی رجوع کند و نقد یکی از بزرگترین مبارزات تاریخی بشر برای رهایی خود را چراغی کند تا رهروان راه انقلاب بتوانند سنیجیده تر و آگاهتر برای پیشروی بسوی رهایی و کمونیسم گام بردارند. نقد انقلات عظیم چین به رهبری مائوتسه دون و یافتن دستاوردها وضعفهای این مبارزه عظیم طبقاتی وظیفه هر کسی است که رهائی کارگران و زحمتکشان جهان را می خواهد. هر کس هم نمی خواهد دلیل و تعهدی نسبت به این انقلاب پرولتری در خود نمی بیند. آدمها را نمی توان بر مبنای ادعاهایشان محک زد بلکه باید از روی عملشان شناخت. کمونیستها به تجارب انقلابات تحت رهبری خود اهمیت می دهند. تنها با کند کاو و بررسی دقیق این مبارزات و تکیه بر دانش بدست آمده در بستر این مبارزات است که پرولتاریا میتواند در مبارزات آتی سلاح خود را برنده تر کند و قدمهای بلندتر و سنجیده تر در را سوسیالیسم بردارد. داراب زند ضمن اینکه کاملا با تجربه انقلاب چین بیگانه است، خود را به بازخوانی و تفسیر یکی از مقالات مائوتسه دون محدود کرده و تمام عملکرد مائوتسه دون و ماهیت انقلاب 1949 را بر مبنای بازخوانی و درک خودش محدود کرده است. به نظر می آید داراب زند یا از اوضاع جامعه چین قبل از انقلاب کاملا بی خبر است یا آگاهانه می خواهد ا نقلاب بزرگ چین به رهبری مائوتسه دون را تخطئه کند. او مائو را متهم میکند که یک ناسیونالیست بوده و اتحادش هم با بورژوازی ملی به همین دلیل است . تنها هدف مائو بیرون کردن امپریالیستهای متجاوز بوده و اصلا کاری به از بین بردن سرمایه داری نداشته است. این واقعا توهین به شعور خواننده است. ادامه...

2008-04-20

نپال: افق انتظارات مردم گسترده‌تر می‌شود
انتخابات مجلس موسسان نپال در 10 آوریل برگزار شد. این اولین انتخابات پس از 9 سال است. نتایج نهائی انتخابات هنوز روشن نیست اما نتایج اولیه نشان می دهد که حزب کمونیست نپال (مائوئیست) دست بالا را داشته و به احتمال قوی در مجلس موسسان صاحب اکثریت آراء خواهد بود. مردم نقاط مختلف از پیروزی حزب مائوئیست خوشحالند و امیدوارند این پیروزی راه را برای ساختن یک "نپال نوین" باز کند و مردم را از فقر و ستم برهاند. در این انتخابات، مردم دست رد به سینه احزاب سیاسی اصلی طبقات حاکمه نپال زدند. احزاب طبقات حاکمه نپال از جمله عبارتند از حزب کنگره که در راس حکومت هائی قرار داشت که ارتش را به سرکوب سبعانه جنگ خلق روانه کرد و حزب کمونیست نپال(یو ام ال) که علیرغم اسمش سالها پیش به کمونیسم پشت کرد و در جنگ علیه انقلاب شرکت کرد. طرفداران علنی سلطنت نیز رای زیادی نیاورده اند. نقش مجلس موسسان آن است که پروسه ای را برای تدوین قانون اساسی جدید برای ایجاد یک جمهوری را آغاز کند. انتظار می رود این پروسه یک تا دو سال به طول انجامد. این انتخابات، یک انتخابات عادی نیست. حزب کمونیست نپال (مائوئیست) از سال 1996 تا سال 2006 جنگ خلق را پیش می برد که مرکز اصلی اش در مناطق روستائی و هدفش به انجام رساندن یک انقلاب دموکراتیک نوین و رها کردن کشور از یوغ امپریالیسم، فئودالیسم و سرمایه داری بوروکرات، بود. دو سال پیش جنبش توده ای بزرگی شهرهای کشور را در نوردید و شاه گیاندرا را که بشدت مورد تنفر مردم است مجبور به عقب نشینی و دست کشیدن از قدرت مطلقه و استقرار مجدد پارلمان کرد. در این پارلمان، سهم مهمی به حزب کمونیست نپال (مائوئیست) داده شد. ادامه...

Labels:

2008-04-19

12مین سالگرد جنگ خلق در نپال
با توجه به اهمیت روند اوضاع سیاسی در نپال تحلیل سرویس خبری جهانی برای فتح که دو ماه پیش از این در دوازدهمین سالگشت جنگ خلق در نپال انتشار یافت حائز اهمیت و توجه است. دوازدهمين سالگشت جنگ خلق در نپال و نتيجه نامعلوم آن. 11 فوريه 2008 سرويس ”خبری جهانی برای فتح“. دوازدهمين سالگشت آغاز جنگ خلق توسط حزب كمونيست نپال (مائوئيست) در 13 فوريه 1996 در شرايطی فرا می رسد كه اين كشور درگير تدارك های حاد برای برگزاری انتخابات سراسری مجلس موسسان است تا بر سلطنت نقطه پايان بگذارد و رژيمی جديد را مستقر كند. تاريخ اين انتخابات كه از پيش تعيين شده بود تا به حال بارها به تعويق افتاده است. از سال 2006 مساله مجلس موسسان برای تصميم گيری در مورد شكل جديد حكومت در دستور كار قرار گرفت. اين امر در فردای چندين هفته اعتراضات عظيم خيابانی عليه سلطنت صورت گرفت. يعنی هنگامی كه حزب كمونيست نپال (مائوئيست) و احزاب پارلمانی توافق نامه ای امضاء كردند. اين توافق به آتش بس در جنگ انقلابی و تشكيل يك حكومت موقت انجاميد. همان حكومتی كه حزب مائوئيستی در آوريل 2007 به آن پيوست. زمانی كه حزب در سپتامبر گذشته از حكومت خارج شد, نهادهای سياسی كشور گرفتار بن بست شدند. در روزهای پايانی سال 2007, حزب با 5 وزير دوباره به حكومت پيوست و راه را برای برگزاری انتخاباتی كه تاريخش دهم آوريل 2008 تعيين شد, هموار كرد. در حال حاضر يك پرسش اصلی مطرح شده است: چه نوع قدرت دولتی برقرار خواهد شد و كدام نظام اجتماعی ـ اقتصادی به ظهور خواهد رسيد؟ آيا نپال تحت حاكميت يك دولت كاملا متفاوت قرار خواهد گرفت كه در آن, مردم توسط طبقه كارگر و حزب پيشاهنگ كمونيست رهبری خواهند شد تا خود را از دايره نظام جهانی امپرياليستی خارج سازند و جامعه كاملا متفاوتی را بنا كنند؟ يا اينكه تحت حاكميت دولتی قرار خواهد گرفت كه توسط طبقات ارتجاعی اداره می شود و تحت سلطه هند و قدرت های امپرياليستی قرار دارد؟ ياران و حاميان چشم نگران انقلاب نپال در سراسر دنيا, اين تحولات را زير نظر دارند و می كوشند در پرتو كل فرايند انقلابی كه از سال 1996 آغاز شد وضعيت كنونی را درك كنند. ادامه...

Labels:

2008-04-15

در مدح مائوئیست‌ها ی نپال
شبح کمونيسم برفراز بام جهان، نپال
نپال کشوری کوچک و عقب نگه داشته شده است با جمعيت ۲۶ ميليون نفر که در جنوب آسيا و ميان چين و هندوستان واقع شده است. اين کشور که با نظام پادشاهی و روابط نيمه‌فئودالی اداره می‌شود از سال ۱۹۹۵ درگير مبارزه ارتش خلق حزب کمونيست (مائويست) نپال با ارتش ارتجاعی شاه بوده است. در طول اين سال‌ها بخش‌های وسيعی از مناطق روستايی از زير نفوذ فئودال‌ها و ارتش شاه آزاد گرديده و حاکميت توده‌ها بر آن مناطق استقرار يافته است. پس از شکست‌های پی‌درپی که بر ارتش پادشاهی تحميل شده بود، مبارزات و قيام‌های شهری در سال ۲۰۰۶ آغاز گرديدند و نقش بسيار مهمی را در روند تکامل انقلاب نپال بر جای گذاشتند. شکست‌های پی‌درپی ارتش شاه و قيام‌های شهری در مجموع باعث شد که شاه به ناچار قدرت را به رفرميست‌ها که اندکی پيش از آن با حزب کمونيست (مائويست) برای تشکيل مجلس مؤسسان به توافق رسيده بوند، بسپارد. کمونيست‌های نپالی پس از ده سال جنگ انقلابی و دو سال مبارزات پيگير توده‌ای، بالاخره بر کارشکنی‌های دولت رفرميست‌ها فائق شدند ، تشکيل مجلس مؤسسان را به ارتجاع نپال تحميل کردند و نهايتاً انتخابات در روز پنچ‌شنبه ۱۰ آوريل برگذار گرديد. همان‌طور که از قبل برای انقلابيون نپال محرز بود، برخلاف همه تبليغات و پيش‌بينی‌های مرتجعين و محافل امپرياليستی، حزب کمونيست (مائويست) نپال اکثريت آراء مردم نپال را به دست آورد و پيروزی خيره‌کننده ديگری را نصيب خود ساخت. مردم نپال در انتخاباتی بی‌نظیر و دمکراتيک شرکت کردند که برآمده از ده سال جنگ انقلابی و در نتيجه برقراری تعادل نيرو به نفع مردم و عليه ارتجاع بود. در اين انتخابات مردم نشان دادند هر زمان که نيروی قهر ارتجاع از سرشان کوتاه شود، کمونيست‌ها همواره انتخاب اولشان می‌باشد و ايده‌های آن‌ها درقلب‌هایشان جای دارند. بنا به گزارشات خبرنگاران غربی ، حزب کمونيست (مائويست) نپال اکثر آراء مردم را به خود جذب کرده و تاکنون توانسته است سه برابر بيشتر از حزب کنگره، بزرگترين حزب احزاب هفت گانه بورژوا رفرميست‌های نپال، آراء مردم را به سمت خود جلب کند. همان‌طور که رهبران اين حزب گفته‌اند اهداف فوری کمونيست‌ها در مجلس مؤسسان لغو فوری سلطنت و نظام فئوداليسم و برقراری جمهوری دمکراتيک فدرالی در نپال می‌باشد. پيروزی انقلابيون کمونيست در انتخابات نپال در حقيقت نتيجه اجتناب‌ناپذير پيروزی‌های ده سال جنگ انقلابی در نپال می‌باشد. اگر جنگ انقلابی و تحميل شکست و سردرگمی بر ارتجاع و ارتشش صورت نمی‌گرفت و در نتيجه تعادل قوا به نفع مردم و بر عليه ارتجاع حاصل نمی‌گرديد هرگز نه انتخاباتی دمکراتيک در نپال صورت می‌گرفت و نه قعر ارتجاع اجازه می‌داد که کمونيست‌ها بتوانند شرايط سازماندهی شرکت در چنين انتخاباتی را به دست آورند. اين يکی از درس‌های مهمی است که کمونيست‌های نپالی هرگز فراموش نخواهند کرد. جنگ انقلابی و تحميل شکست‌های پی‌درپی بر ارتش ارتجاع شاهی به همراه اتخاذ تاکتيک هوشمندانه حزب کمونيست (مائويست) درايجاد انشعاب به ميان رفرميست‌ها و ارتجاع دربار و نتيجتاً کشاندن آن‌ها به سمت مبارزه با ارتجاع شرايطی را فراهم نمود که ارتجاع و دربار شاه در نپال هر چه بيشتر در ميان مردم منفورتر بگردد و توده‌های شهری به قيام‌های پی‌درپی دست بزنند.اگر تاکتيک‌های هوشمندانه کمونيست (مائويست‌ها)ی نپال در دو سال اخير صورت نمی‌گرفت با توجه به اوضاع و تعادل قوا در سطح جهان که متأسفانه موقتاً به نفع ارتجاع و امپرياليسم است، هيچ بعيد نبود که نپال با درخواست شاه و موافقت بخشی از رفرميست‌ها به اشغال امپرياليست‌ها و هندوستان درآيد، تمام دستاوردهای جنگ انقلابی محو و نابود گردد و کشور به يک گورستان ارتجاعی، شبيه آنچه که در عراق می‌باشد، تبديل شود. اين آن چيزی نبود که به نفع روند مبارزه انقلابی و طبقاتی باشد و يک حزب کمونيستی مسئول می‌بايستی مانع از تحقق آن روند بشود. البته بودند نيروهای شبه‌آنارشيست که تاکتيک‌های انقلابی و هوشمندانه حزب کمونيست (مائويست) نپال را شکست‌طلبی و سازش با ارتجاع ارزيابی می‌کردند و عليه اين حزب تبليغات زهرآگينی را آغاز کرده بودند. درک شبه‌آنارشيست‌ها از انقلاب يک درک قالبی و خطی می‌باشد و تغيير تاکتيک، متناسب با تغيير شرايط، در بينش اين‌ها جايگاهی ندارد. متأسفانه بخشی از کمونيست‌های ايران نيز متأثر ازتبليغات زهرآگين شبه‌آنارشيست‌ها روند تکاملی انقلاب نپال را نپسنديدند و لذا به جمع بايکوت‌کنندگان آن پيوسته‌اند. در نپال ارتجاع و نيروی قهرش اگر چه نابود نشده، اما در نتيجه جنگ انقلابی و مبارزات توده‌ای، شکست خورده، پراکنده و سردرگم است و همين شکست، پراکندگی و سردرگمی در نيروهای ارتجاع، شرايطی ويژه و استثنايی را در نپال فراهم کرده است. اين شرايط ويژه باعث شده است، که برای دوره‌ای، بخشی از روند انقلاب نپال بتواند در مسير مبارزات عمدتاً مسالمت‌آميز تکامل يابد. راهبرد هوشمندانه کمونيست‌های نپالی (پافشاری بر اهداف استراتژيک وانعطاف‌پذيری در اتخاذ تاکتيک) باعث گرديد که نه تنها ارتجاع دربار هرچه بيشتر در ميان مردم منفورتر گردد، بلکه همه احزاب رفرميست نيز به سبب مماشات با دربار و ارتجاع در ميان مردم منزوی و منفرد گردند، که نتيجه آن پيروزی چشم‌گيری را در انتخابات نصيب کمونيست‌ها کرد. پيروزی‌های کمونيست‌ها در طول ده سال جنگ خلق، قيام‌های شهری سال ۲۰۰۶ و پيروزی در انتخابات مجلس مؤسسان هرچند مهم و چشمگيرند وارزش افتخار کردن را دار می‌باشند اما چيزی که بيشتر مايه افتخار است، هنوز در راه است و آن پيروزی انقلاب دمکراتيک نوين نپال و گذار به سوسيا ليسم است. اين پيروزی‌ها در مقابل مبارزات و مارش‌های بزرگ ديگری که در پيش است، به قول مائو: «تنها به مقدمه ای از يک نمايشنامه بلند شبيه خواهند بود. اگرچه نمايشنامه با مقدمه آغاز می‌شود ولی مقدمه اوج داستان نيست».
آرمان کوشا
۱۴-۰۴-۲۰۰۸

Labels:

2008-04-14

پیروزی قاطع مائوئیست‌ها در انتخابات مجلس موسسان نپال
تا این لحظه از شمارش آرا انتخابات «مجلس موسسان نپال»، حزب «کمونیست نپال(مائوئیست)» با کسب ۶۱ کرسی از ۱۱۵ کرسی شمارش شده اکثریت قاطع را به دست آورده است. حزب محافظه‌کار «کنگره» تنها ۲۰ کرسی و حزب کمونیست (مارکسیست-لنینیست متحد) ۱۸ کرسی را کسب کرده‌اند. سلامت انتخابات توسط ناظران نپالی و بین‌المللی تایید شده‌است. از حوزه ی انتخابی نپال نیز «پراچاندا» صدر حزب کمونیست نپال (مائوئیست) به مجلس راه یافته‌است. او که اکنون ۵۴ سال دارد سابقا یک آموزگار بوده و سال‌هاست رهبری مائوئیست‌ها ی نپال را عهده‌دار است. هنوز تا مشخص‌شدن سرنوشت ۶۰۱ تمام کرسی مجلس موسسان که قانون اساسی نپال را از نو خواهدنوشت چند روز باقی مانده‌است. پیروزی قاطع مائوئیست‌ها تمامی ناظران را متعجب ساخته‌است زیرا تا قبل از اعلام نتایج مقدماتی این حزب بعد از احزاب کنگره و مارکسیست-لنینیست متحد (یو.ام.ال.) در رتبه ی سوم نظرسنجی‌ها قرار داشت. با انتخاب مائوئیست‌ها سلطنت ۲۴۰ ساله ی نپال جای خود را به جمهوری دموکراتیک خواهد داد.

Labels:

2008-04-10

مائو تسه‌دون
درباره ی پراتيک درباره ی رابطه ی شناخت و پراتيک، دانستن و عمل کردن
‫ماترياليسم پيش از مارکس مسئله شناخت را جدا از خصلت اجتماعی انسان و تکامل تاريخی‬ ‫بشريت ملاحظه کرد و از اين رو نتوانست وابستگی شناخت را به پراتيک اجتماعی، يعنی وابستگی شناخت را به توليد و مبارزه طبقاتی درک کند.‬ ‫مارکسيست‌ها قبل از هر چيز بر اين عقيده اند که فعاليت توليدی بشر اساسی ترين فعاليت عملی‬ ‫و تعيين کننده هر نوع فعاليت ديگر اوست. شناخت انسان‌ها بطور عمده به فعاليت آن‌ها در توليد‬ مادی وابسته است؛ در جريان اين فعاليت توليدی انسان‌ها رفته رفته پديده‌های طبيعت، خواص و‬ ‫قانونمندي‌های طبيعت و مناسبات ميان انسان و طبيعت را درک می‌کنند؛ آن‌ها در عين حال از ‫طريق فعاليت توليدی خود به تدريج و به اندازه‌های گوناگون روابط معيين بين انسان‌ها را می‌‫شناسند. هيچ يک از اين معلومات نمی‌تواند جدا از فعاليت توليدی کسب شود. در جامعه بدون‬ ‫طبقه هر فرد بمثابه عضوی از اين جامعه با ساير اعضای جامعه تشريک مساعی می‌کند، با ‫آن‌ها مناسبات توليدی مشخصی برقرار می‌سازد و به فعاليت توليدی در جهت حل مسايل زندگی‬ ‫مادی انسان‌ها ميپردازد. اينست سرچشمه اصلی تکامل شناخت بشر.‬ ادامه...

2008-04-09

اعلام موجودیت جمعی از دانش آموزان سوسیالیست تبریز
تاریخ به ما می آموزد که رهایی از بند ظلم و استثمار و ستم در تمامی صور آن جز با وحدت توده های تحت ستم و مبارزه بر عله تمامیت سیستم استثمار و تبعیض امکانپذیر نیست.اما به زعم ما صرف رسیدن به این نتیجه نمی تواند گرهی از موانع موجود در مسیر مبارزان راه خلق بگشاید.چرا که مبارزه بر عیله سیستمی است که تمامی زندگی،رفتارها،فعالیتها و حتی اندیشه ی توده ها را در کنترل خود گرفته است و در این راه تنها آگاهی داشتن از وضعیت کافی نیست.همانطور که مارکس به ما آموخته است: "این آگاهی انسانها نیست که زندگی اجتماعی آنها را تعیین میکند،بلکه برعکس،زندگی اجتماعی انهاست که آگاهیشان را تعین می بخشد"...، پس هیچ چیز به شک واقعی دگرگون نخواهد شد مگر آنکه ساز و کار اجتماعی موجود از ریشه دگرگون گردد و مبارزه در راستای این دگرگونی نیازمند متشکل شدن و فعالیت دوشادوش مبارزانی است که این ضرورت تاریخی را دریافته اند.
و اکنون این صدای اعلام حضور جمعی از «دانش آموزان سوسیالیست دبیرستانهای تبریز» است که به صفوف رفقا و یاران خود در ساسر کشور(خصوصا سایر دانش آموزان و دانشجویان) می پیوندیم و بر علیه ظلم و استثمار در تمامی گونه های آن: از ستم و تضاد شدید طبقاتی گرفته تا ستم جنسیتی و ستم ملی-قومی اعلام مبارزه می کنیم.ما گام دراین راه می نهیم که پرچم مبارزه ی دانشگاه فردا در دستان ماست و نسل پشت سر ما پای در جای ما خواهد گذاشت.ما نه ادعای نمایندگی داریم و نه ادعای پیشتازی چرا که از حضور و فعالیت سایر رفقای تبریز(در دانشگاه ها و خارج از آن) نیک آگاهیم و خود را دوشادوش آنان و در کنار تمامی مبارزان سوسیالیست ایران می دانیم.و این تنها صدای بخش کوچکی از مبارزان راستین خلق در دیار نابدل ها،دهقانی ها و بهرنگی هاست. ادامه...

2007-12-12

بیدار شوید انسان‌ها! پیروزی نهایی نزدیک است.
دو سال از آغاز به انتشار «انترناسیونال است نجات انسانها»
دو سال از آغاز به انتشار «انترناسیونال است نجات انسانها» می گذرد. مشی «انترناسیونال است نجات انسانها» به تازگی به سمت انتشار اخبار جنبش سوسیالیستی داخل کشور(جایی که ما نیز به عنوان عضو کوچکی حضور داریم) و انتشار مقالات مترقی در حمایت از سوسیالیسم و علیه سکتاریسم، رویزیونیسم و آوانتوریسم تغییر پیدا کرده است. ما منتظر حمایت رفقا ی سوسیالیست در حمایت از این امر است. انتشار مطلب مترقی رفیق مرتضا محیط با عنوان آیا مارکس یک ضدمذهبی بود؟ در همین راستا بود. جنبش نوین سوسیالیستی ایران باید خود را از افسانه ها ی ده ها سال پیش رها سازد. انقلاب واقعی در نپال در جریان بود ولی رفقا ی سوسیالیست مان در حمایت از اعضا ی به اصطلاح مارکسیست حزب بوتو در پارلمان پاکستان علیه انقلابیون نپال که در حال ریشه کن کردن مرتجعان از خاک نپال بودند موضع گیری کردند! خورشید نه از انتخابات فرانسه و حزب به اصطلاح مارکسیست «نبرد کارگر» که از روستاهایی در عقب افتاده ترین و تحت ستم ترین مناطق جهان که مبارزه ی مسلحانه با مرتجعان در راستا ی رسیدن به سوسیالیسم و تحقق انقلاب پرولتاریایی در آنها جریان دارد طلوع خواهد کرد.

2007-12-04

عکس ها از مراسم دانشگاه تهران توسط دانشجویان سوسیالیست
۱۶ آذر در دانشگاه تهران

ادامه...

شماره ی ۲۲ نشریه ی دانشجویی «بذر» منشرشد.
شماره ی ۲۲ نشریه ی دانشجویی «بذر»
در آستانه ۱۶ آذر
سخنی با رفقا
فراخوان به تظاهرات
گزارشی از يک مقاومت
گزارشی از شركت كشت و صنعت نيشكر هفت تپه
نقد فيلم: آنچه «رويايی‌ها» به ذهن من می آورد
ايده های پراکنده درباره پست مدرنيسم ـ ۳

Labels:

2007-12-03

شماره ی ۱۷ نشریه ی «شعله ی جاوید» ارگان حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان منتشرشد.
شماره ی ۱۷ نشریه ی «شعله ی جاوید»
تدویر موفقیت‌آمیز سومین پلونوم کمیته ی مرکزی حزب کمونیست(مائوئیست) افغانستان
مطالبی پیرامون چند مسئله ی مبرم ایدئولوژیک- سیاسی. تبانی و تقابل امپریالیسم با فئودالیسم و نیمه‌فئودالیسم
تبانی و تقابل ایدئولوژی امپریالیستی با بنیادگرائی اسلامی
جدی‌ترین تحولات در کشورها ی امپریالیستی
تجاوز و اشغال‌گری محور کارزار امپریالیستی جاری
درباره ی اوضاع جهانی

Labels:

2007-11-12

شماره یِ ۳۲ ِ نشریه یِ «جهانی برایِ فتح» منتشر شد.
شماره یِ ۳۲ ِ نشریه یِ «جهانی برایِ فتح»
نپال:
امواج خروشان شورش تاج و تخت پادشاهی را فراگرفته است
گزیده هایی از گزارش کمیته مرکزی حزب کمونیست نپال ( مائوئیست) قطعنامه سیاسی و تشکیلاتی
تیم های بین المللی یاری دهنده
افغانستان:
نه امپریالیسم و نه اسلام- مصاحبه با رهبر مائوئیست افغانستان
عده ای از رفقا: در مورد اپیستمولوژی: در باره شناخت وتغییر جهان!(۱)
انفجار(غرش خشم) جوانان پرولتر فرانسه نبردی شجاعانه و ضروری
... بعد از آن یك قیام دانشجوئی وسیع درمارس ۲۰۰۶
ترکیه و کردستان:
در باره کشتار17 رهبرو مبارز انقلابی در ترکیه
اعلامیه در موردکشتار رفقای مائوئیست در ترکیه
خطاب به توده های انقلابی
چان چون چیائو: رهبر خستگی ناپذیر کمونیسم
نگرشی جدی به انقلاب پرو و ضرورت هایش
در باره امپراتوری: کمونیسم انقلابی یا «کمونیسم» بدون انقلاب

Labels:

2007-09-27

کارل مارکس، نبردها یِ طبقات‌ی در فرانسه
شرایط ِ انقلاب ِ پرولتاریایی
توسعه یِ پرولتاریا یِ صنعت‌ی، بنا به قاعده یِ کل‌ی، تابع ِ توسعه یِ بورژوازی یِ صنعت‌ی است. تنها در زیر ِ سلطه یِ چنین بورژوازی یِ توسعه‌یافت‌ه‌ای است که طبقه یِ پرولتاریا یِ صنعت‌ی به موجودیت‌ش در گستره یِ ملی دست‌می‌یابد و موفق می‌شود انقلاب‌ش را در حد و اندازه یِ ملی بالا برد؛ تنها در چنین شرایط‌ی است که پرولتاریا ابزارها یِ تولید یِ مدرن‌ی می‌آفریند که در ضمن ِ تبدیل‌شدن به وسائل ِ رهایی یِ انقلاب‌ی یِ وی خواهندشد. تنها در سلطه یِ بورژوازی است که ریشه‌ها یِ مادی یِ جامعه یِ فئودال‌ی برافکنده می‌شود و زمینه‌ای فراهم می‌شود که انقلاب ِ پرولتاریایی را ممکن خواهدساخت.

2007-08-24

شهادت ِ «ناصر علی مبروک» از اعضای «چریک‌ها یِ شهید ابو علی مصطفا»، شاخه یِ نظامی یِ «جبهه یِ خلق برا یِ آزادی یِ فلستین» توسط ِ امپریال‌یسم ِ صهیونیست‌ی-فاش‌یست‌ی یِ اسرائیل
Nasir Ali Mabruk, Popular front for libration of Palestine
Nasir Ali Mabruk, Popular front for libration of Palestine
Nasir Ali Mabruk, Popular front for libration of Palestine
الجبهة الشعبية وكتائبها تنعيان الشهيد القائد في الكتائب ناصر مبروك

نعت الجبهة الشعبية لتحرير فلسطين، وجناحها العسكري كتائب الشهيد أبو على مصطفى أحد أبرز قادة كتائب أبو على مصطفى في مخيم العين الشهيد القائد ناصر علي مبروك (37) عاما، والذي ارتقى إلى علياء المجد فجر الثلاثاء، اثر مواجهة بطولية أذاق بها رفاقنا وأبطالنا العدو الموت على طريقة الجبهاويين، خلال اقتحام العدو الصهيوني مخيم العين غرب نابلس.
وقالت الكتائب في وداع الشهيد: " إن هذه الدماء الغالية التي نزفت تروي ثرى الوطن لتبقى راية المقاومة عالية و كفاحنا متواصل، فهذه المسيرة المعمدة بالدماء لن تتوقف ولن ينال العدو الصهيوني من عزيمة وإرادة فرسانها وعنفوان مقاتليها الذين أنجبهم وينجبهم شعبنا الأبي العظيم في كل يوم لمحاربة هذا المشروع الصهيوني المزعوم على أرضنا والزائل لا محالة".
كما وأعلنت الكتائب مسئوليتها عن تفجير عدد من العبوات الناسفة في دوريات الاحتلال الفاشي والاشتباك بالأسلحة الرشاشة مع الدوريات المتوغلة في مخيم العين الصامد، اثر الاقتحام

2007-07-26

سردبیری یِ مانتلی‌ری‌ویو؛ برگردان ِ فارسی: مرتضا محیط
تجدید ِ سرمایه‌داری؛ کندی یِ رشد ِ اقتصادی، مازاد ِ سرمایه و کوهی از وام
اشاره مترجم:
یکی از اساسی‌ترین وظایف نیروها ی ترقی‌خواه و متعهد پی بردن به ریشه قضایا است – رادیکال بودن به همین معنا است. (لغت رادیکال بر خلاف آنچه فرهنگ لغت آکسفورد و وبستر به ما می‌آموزد به معنا ی افراطی بودن و پرخاشگری نیست. معنای اصلی لغت ازRadice یا ریشه مشتق می‌گردد.) در این دوران به غایت خطیر تاریخی- دورانی که در آن، بزرگترین قدرت نظامی تاریخ با زرادخانه‌ای از بمب‌های اتمی، هیدوژنی، بیولوژیک و شیمیایی که توانایی نابودی جامعه بشری و تمدن چندین هزار ساله‌اش را دارد و به بهانه "مبارزه با تروریسم" علیه کل بشریت اعلام جنگ کرده و ماشین جنگی‌اش را با قساوتی کم نظیر علیه ملت فلسطین و افغانستان و چندین کشور دیگر به کار انداخته و چندین کشور دیگر از جمله روسیه و چین و ایران را تهدید به حمله "پیشگیرانه" اتمی کرده است- و در این دوران که حتی بسیاری از نظریه‌پردازان خود نظام به این نتیجه قطعی رسیده‌اند که دست زدن به کشتارهای جمعی با کاربرد پیشرفته‌ترین تکنولوژی جنگی و سلاح‌های نابودگر و یا به گرسنگی و تشنگی کشاندن میلیون‌ها انسان و بازداشت‌های جمعی و قتل عام و قوم‌کشی، نه تنها راه مبارزه با تروریسم نیست بلکه این اعمال، خود، تروریسم دولتی در مقیاسی کم نظیر است که واکنش متقابل آن تروریسم فردی و انتحاری در مقیاس وسیع‌تر خواهد بود، چگونه است که دولت آمریکا و یار غار آن دولت اسرائیل باز هم دست به چنین جنایاتی علیه بشریت میزنند؟ - حتی اگر به بهای برانگیختن خشم و کینه صدها میلیون انسان در سراسر جهان علیه آنها باشد. ادامه...

2007-07-18

شماره ی ِ ۱۸ ِ ماه‌نامه ی ِ «نقد ِ نو» منتشرشد.
شماره ی ِ ۱۸ ِ ماه‌نامه ی ِ «نقد ِ نو»
۴    سرمقاله
اجتماع‌ی
۵    طب ِ ملی، خفت‌ه در غبار(میزگرد): حسام ابوطالبی، نظام‌الدین قهاری، فاطمه کبریایی، رضا موسوی
۹    جهان‌ی‌سازی، پرستاران، بهداشت...: آن هیلفینگر | فریبا مهدی‌پور
۱۱   بیایید باهم پاسخ ده‌یم: علی دیوسالار
۱۳   افغانستان، نقطه ی ِ صفر: گیتا صالحی
۱۵   جنس‌یت و اقتصاد ِ مالک‌انه: عباس محمدی‌اصل
۱۷   گفت‌وگویی خودمان‌ی با جرمین گریر: منیژه نجن‌عراق‌ی(برگردان)
۱۸   آن‌چه خصوص‌ی‌سازی نیست: عبدالله وطن‌خواه
۲۰   پوی‌ش‌ها ی ِ اعتراض‌ی ی ِ معلم‌ان: مریم محسن‌ی
۲۲   آوار ِ خصوص‌ی‌سازی بر سر ِ کارگران ِ معدن(گفت‌وگو با رشید فرخ‌ی، پزشک ِ معدن): مریم محسن‌ی
۲۴   تشکل‌ها ی ِ کارگری، پاسخ‌گو ی ِ معضل‌ات ِ کارگران: علی‌رضا خباز، بهزاد سهراب‌ی، سعید مقدم، آیت نیافر
اقتصادی
۲۹   عصر ِ نوین ِ جهان‌ی‌شدن و ارتباطات(بخش ِ دوم و پایان‌ی): علی محمدی
سیاسی
۳۳   VOA نفیر ِ دموکراسی ی ِ محتضر: ع. چلیاوی
اندیش‌ه
۳۷   نقد ِ حقیقت و حقیقت ِ نقد: خدامراد فولادی
۳۹   دان‌ش ِ مدیریت در ایران: سهراب خلیل‌ی‌شورین‌ی
فرهنگ‌ی
بزرگ‌داشت ِ «علی‌اشرف درویش‌یان»
۴۲   زنده‌گی ی ِ دیگری ن‌می‌خواستم(گفت‌وگو با شهناز دارابیان): رضا مرادی‌اسپیل‌ی
۴۵   مقاله‌هایی از: علی باباچاه‌ی، محمد بهارلو، سیمین به‌بهان‌ی، هژیر پلاس‌چی، فرخنده حاج‌ی‌زاده، حسین حضرت‌ی، مهین خدیوی، رضا خندان، علی دیوسالار، اکبر معصوم‌بیگ‌ی، ستاره معصوم‌بیگ‌ی
داستان
۵۵   شب، پناه ِ مرد است: عطا نهایی | فرشاد نکومنش
شعر
۵۷   اسماعیل خوی‌ی، هژیر پلاس‌چی، زینب ممبین‌ی، مایا آنجلو(برگردان: داود صالح‌ی)
۶۰   عمال‌الدین نسیم‌ی در گذر ِ تاریخ: یونس اورنگ‌خدیوی
۶۲   نام‌ه‌ها ی ِ رسیده
۶۳   اخبار ِ ماه
نشان‌ی: تهران، میدان ِ هفت ِ تیر، خیابان ِ بختیار، شماره ی ِ ۳، طبقه ی ِ هم‌کف
صندوق ِ پست‌ی: ۱۵۷۴۵۴۵۴
تلفن و فکس: ۸۸۸۴۷۵۸۵
شماره ی ِ حساب: بانک ِ ملت، شعبه ی ِ سازمان ِ گسترش- کد: ۶۵۶۰/۷ (تهران)، حساب ِ جاری ی ِ الکترونیک ۳۹۷۰۴۱۱۹، رحیم رحیم‌زاده‌ی ِاسکویی(نقد ِ نو)

Labels:

2007-07-01

Aya Marks yek zedd e mazhabi bud? Morteza Mohit Aya Marks yek zedd e mazhabi bud? Morteza Mohit Aya Marks yek zedd e mazhabi bud? Morteza Mohit

Labels:

2007-05-01

کارگران جهان متحد شوید!
کارگران علیه سرمایه متشکل شویم!
1 May PFLP May Day poster

گزارش تجمع کارگران در یازدهم اردیبهشت ماه روز جهانی کارگر
کارگران جهان علیه سرمایه و برا یِ برپایی یِ سوسیال‌یسم، متحد شویم!
برگزاری مراسم اول ماه می روز جهانی کارگر با حضور چندین هزار نفر از فعالین بخشهای مختلف کارگری در ورزشگاه شیرودی برگزار شد. برگزاری این مراسم از ساعت 30/8 صبح با سخنرانان رسمی دولتی آغاز شد که با اعتراض شدید جمع زیادی از کارگران همراه بود. قابل ذکر است در این مراسم شاهد حضور فعالین دانشجویی، معلمان و زنان نیز بودیم. این تجمع کارگری تا 30/10 در محوطه داخلی ورزشگاه برگزار شد و پس از آن به داخل خیابانهای اطراف از جمله خیابان مفتح کشیده شد. جمعیت سه الی چهار هزار نفری تجمع کننده در خیابان به سمت میدان هفت تیر حرکت کرده و در این حین به سر دادن شعارهایی از قبیل( شعارهای غالب) : مرگ بر حامی سرمایه دار، اعتصاب، تشکل حق مسلم ماست، اعتصاب، سندیکا حق مسلم ماست، کارگر ، کارگر اتحاد اتحاد، کارگر ، معلم ، دانشجو اتحاد اتحاد ، معلم به تجمع کارگر خوش آمدی، محمود صالحی آزاد باید گردد، کارگر زندانی آزاد باید گردد، قرداد موقت ، اصول برده داریست، قرداد موقت ملغی باید گردد، وزیر بی لیاقت ، استعفا استعفا ، ای مردم باغیرت ، حمایت حمایت.

در ضمن سر دادن این شعارها ، پلاکاردهایی نیز در حمایت از کارگران بالا رفته بود که می توان به پلاکارد بزرگ، کارگران جهان متحد شوید_ کارگر دانشجو، معلم ، پرستاراتحاد اتحاد ، اشاره کرد .
در سه ساعت نیم برگزاری این تجمع بزرگ که بسیاری از مردم نیز در خیابان به همراهی با آن پرداختند، شاهد درگیری تجمع کنندگان با نیروهای امنیتی و لباس شخصی که قصد پراکندن تجمع کنندگان و دستگیری عده ای را داشتند، بودیم. لازم به ذکر است هنوز از تعداد بازداشت کنندگان این مراسم اطلاعی در دست نیست ولی بر طبق شهادت حاضرین در این تجمع دست کم 10 نفر از شرکت کنندگان در این مراسم ( که سه نفر از آنها دانشجویان دانشگاه تهران هستند) بازداشت شده اند که احتمالا آنها را به کلانتری میدان نیلوفر انتقال داده اند. در حال حاضر هنوز اطراف خیابانهای منتهی به ورزشگاه ، پلیسی می باشد. نادیده نماند تعدادی از نیروهای پلیس با اقدامات خشونت آمیز خود موجبات اذیت و آزار تظاهر کنندگان را ایجاد کرده بودند که با برخوردهای قهر آلود تجمع کنندگان راهی بیمارستان شدند.
منبع: www.16azar1385.blogspot.com

2007-04-15

سرویس ِ خبری یِ جهانی برا یِ فتح؛ ۰۵ ِ ژوئن ِ ۲۰۰۶
میتینگ ِ بی‌سابقه یِ کمون‌یست‌ها در کاتماندو، پای‌تخت ِ نپال

در روز دوم ژوئن، حزب كمونیست نپال (مائوئیست) یك میتینگ عظیم بیسابقه بود برگزار كرد.
پس از سالها، مائوئیستها توانستند دست به یك فعالیت علنی در پایتخت بزنند. بی بی سی گزارش داد كه جمعیت شركت كننده ”حداقل به ٢٠٠ هزار نفر“ می رسید. اما تخمین های دیگر رقم نیم میلیون نفر را می دهند. بدلیل جمعیت بزرگی كه به طرف شهر سرازیر شده بود، مسیرهای ترافیك تغییر یافته بود. صدها وسیله نقلیه عمومی جمعیت را از مناطق پایگاهی انقلابی و مناطق روستائی مركز نپال به پایتخت آورده بودند. بسیاری از این مردم قبل از این پایشان به پایتخت نرسیده بود.
هتل ها قیمتهای مخصوص روی اتاق هایشان گذاشته بودند و مردم شهر در همه جا چادر زده بودند تا جمعیت را در خود جای دهد. بسیاری از شركت كنندگان شهری از هواداران مائوئیستها بودند و بسیاری دیگر كسانی بودند كه آمده بودند تا ببینند مائوئیستها چه حرفی برای گفتن دارند.
هزاران داوطلب جوان كه تعداد زنان جوان در میان آنان برجسته بود و همه تی شرت های سرخ با عكس پراچاندا به تن كرده بودند، نظم میتنیك را بر عهده داشتند. نیروهای حكومتی حلقه محكمی بدور میتینگ بوجود آورده و نیروهای مسلح حضور كامل داشتند تا مانع از آن شوند كه جمعیت به قصر شاه كه در چند صد متری قرار داشت حمله ور شوند.
محل برگزاری میتنیك نیز اهمیت داشت. جمعیت عظیم تر از میدان میتنیك بود و از حصارهای تودیخل كه محل رژه نظامی است و قبلا مردم عادی اجازه ورود آنجا را نداشتند، و تا كنون برای جشن های شاهی استفاده می شد، گذشته و در آنجا تجمع كردند. مردم روی صندلی هائی نشستند كه قبلا همراهان شاه و ژنرالهای فئودالش می نشستند. پرچم های سرخ كمونیستی در همه جا بر زمین كوبیده شد؛ در جائی كه سابقا فقط پرچم خاندان سلطنت را نمایش می دادند.
علاوه بر موسیقی و رقص، سخنرانی اصلی توسط كریشنا بهادر ماهارا ایراد شد. كریشنا رئیس كمیته ای است كه حزب كمونیست نپال (مائوئیست) برای مذاكره با پارلمان جدید تعیین كرده است. او در سخنرانی اش به احزاب پارلمانی بدلیل عقب نشینی شان از قرارداد ١٢ نكته ای كه با حزب كمونیست نپال (مائوئیست) امضاء كرده بودند، انتقاد كرد. این قرارداد ١٢ نكته ای به یك جنبش ضد شاهی در سراسر كشور پا داد. او به این احزاب انتقاد كرد كه در انحلال پارلمان و خواندن انتخابات برای مجلس موسسان سرسختی نشان می دهند.
سرویس خبری جهانی برای فتح تصاویری از شرکت کنندگان در این تظاهرات nepali socialists
nepali socialists
nepali socialists
nepali socialists
nepali socialists

اعلام ِ موجودیت ِ «شورا یِ هم‌کاری یِ تشکل‌ها و فعالین ِ کارگری»
در راستای پاسخگویی به یکی از اساسی ترین و مبرم ترین نیازهای جنبش کارگری ، در رابطه با امر وحدت طبقه ی کارگر ، وبه سهم خویش ، کمک به ایجاد ارتباط و هماهنگی بیشتر میان بخشها و سطوح مختلف جنبش کارگری و تحرکات و اعتراضات جاری کارگران ، و همچنین برقراری ارتباطی نزدیکتر و در عین حال گسترده تر میان فعالین و پیشروان جنبش اجتماعی طبقه ی کارگر ، در جای جای کشور پهناور ایران و . . . تشکل ها و فعالین کارگری و دانشجویی امضاء کننده ی این اطلاعیه، پس از طی چند نشست مقدماتی و تشریک مساعی لازم در این زمینه ، که شرح مختصر آن به اطلاع جنبش کارگری رسیده است ، در نهایت تصمیم گرفتند 1385 ، در محیطی صمیمی ، " شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری " را /11/ تا در جلسه ی مورخه ی 27 با هدف اتحاد عمل داوطلبانه وآزاد ، حول مسایل و مطالبات ملموس ، موردی و مشخص کارگری تشکیل داده ، براین اساس به فعالیت و همکاری بپردازند .
لازم به یادآوری است که "شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری " ضمن اعلام موجودیت وآغاز به همکاری و فعالیت ، همچنان از سایرتشکل ها و فعالین کارگری و نمایندگان واقعی و دلسوز آنان می خواهد ، تا با پیوستن به این " شورا " و حمایت از این قبیل همکاری ها و اتحاد عمل ها ، جنبش کارگری را در ایجاد ارتباط و هماهنگی بیشتر ، جهت مقابله با مشکلات و معضلات پیشِ رو ، و کسب حقوق و مطالبات برحق و انسانی خویش ، یاری دهند .
باشد ، که اینگونه همکاری ها و تشریک مساعی ها خود زمینه و بستری باشند ، برای از میان برداشتن و زدودن تفرقه و پراکندگی موجود در جنبش کارگری ، وبرقراری اتحاد و همبستگی طبقاتی در میان کارگران ، برای به کرسی نشاندن خواستها و مطالبات کارگری ، و احقاق حقوق کامل آنان ، تا رهایی از منجلاب و فلاکت موجود .

«کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری»
«کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری»
«انجمن فرهنگی ، حمایتی کارگران»
«اتحاد کمیته های کارگری»
«جمعی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ایران»
«جمعی از فعالین کارگری»
«گروهی از نویسندگان جنبش کارگری»
shorayehamkari@gmail.com

2007-02-18

منصور اسالو رئیس ِ سندیکا یِ کارگران ِ شرکت ِ واحد ِ اتوبوس‌رانی یِ تهران و حومه
وضعیت ِ کنونی یِ طبقه یِ کارگر و جنبش ِ کارگری یِ ایران
Mansur Osalu از پانزده سال پیش چرخه جدیدی در تاریخ بشری شکل گرفته است که ماحصل آن وضعیت کنونی طبقه کارگر جهان و به تبع آن در ایران است . با فروپاشی نظام اقتصاد جمعی در بخش مهمی از کره زمین و رفع تدریجی بسیاری از دستاوردهای آن از پیش پای گلوبالیزاسیون (globalisasion جهانی سازی) سرمایه داری ، حمله به دستاوردهای اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، بهداشتی ، آموزشی طبقه کارگر در جهان با ابعاد بی سابقه ای گسترش یافت . و محو تدریجی دستاوردهای کارگران مثل حداقل ساعات کار ، قراردادهای رسمی و با پشتوانه کار و سپس در هم کوبس تشکیلات کارگری در برخی از کشورها ؟، تغییر موضع رهبران برخی نهادهای بین المللی کارگری ، پرورش روحیه فردگرایی به جای جمع گرایی و احساس مسئولیت جمعی و جهانی ؟، حذف بسیاری از یارانه های دولتی پیرامون بهداشت و بهزیستی و تحصیل و خوراک و مسکن کارگران و خانواده هایشان در چارچوب دستورالعمل گلوبالیزاسیون و خصوصی سازی (privatization) و اشاعه سیاسی نئولیبرالیسم در سراسر جهان شکل گرفت . ادامه...

مقاله ای از ادامه...

2006-12-12

و فردا بین‌الملل طریق ِ بشری خواهد بود!
نخست‌ین سال‌گرد ِ آغاز به انتشار ِ «انترناسیونال است نجات ِ انسان‌ها»
یک سال از آغاز کار وب لاگ «انترناسیونال است نجات انسانها» می گذرد. آن چه که در این یک سال گذشت، سرگذشت بیش از شش میلیارد انسان است. شش میلیاردی که اکثریت آن را زحمتکشان (کارگران و دهقانان) تشکیل می دهند و با این که تولیدکننده گان واقعی آنان هستند اما از حداقل امکانات زندگی محروم مانده اند. و مردم ایران نیز به مانند مردم دیگر سرزمین ها درد مشترکی دارد. سرمایه داری! با بازگشت دوباره ی چپ در سطح بین المللی (ونزوئلا، ایتالیا، نیکاراگوئه، برزیل، بولیوی و ...) در نقاطی از جهان نیز شاهد حکومت نئومحافظه کاران هستیم (ایران، آمریکا و ...)
اما جنبش نوین دانشجویی و کارگری ایران که بلاشک نماینده ی طیف انقلابی و چپ آینده ی ایران هستند در حال بازسازی خود هستند. بنابراین وظیفه ی هر انقلابی ایرانی در حال حاضر نقد علمی جنبش نوین انقلابی است.
در آمریکای لاتین با پیروزی چاوز در ونزوئلا و کوره آ در اکوادور و ارتگا در نیکاراگوئه زحمتکشان قاره ی لاتین فرصتی برای بازسازی جنبش انقلابی یافته اند. اما از هم اکنون قابل پیشبینی است که احتمال انحراف رهبران خورده بورژوای لاتین مانند چاوز و کوره آ و ارتگا وجود دارد. اما این نباید باعث خیانت به جنبش نوین آمریکا ی لاتین شود. با روی کار آمدن بولیواری ها کشور به سوی صنعتی شدن پیش می رود و این باعث رشد کمی پرولتاریا می شود، از سویی دیگر با آزادی عمل نسبی مارکسیست ها توده ها ی کارگر هر چه بیشتر به لحاظ کیفی رشد کرده و از منافع طبقه خود آگاه می شوند. بنابر این در طی چند سال طبقه ی کارگر که با رشد خود اکثریت جمعیت را تشکیل خواهد داد می تواند با انقلاب سوسیالیستی دیکتاتوری دموکراتیک خود را مستقر سازد. پس باید در عین حمایت از جنبش نوین لاتینی(بولیواری) مرز خود را با خورده بورژواهایی مانند چاوز، کوره آ یا ارتگا حفظ کنیم.

2006-09-12

لوئی آلتوسر
مارکسیسم و مبارزه ی طبقاتی
... در حقیقت مجبور هستیم این نظر را رها کنیم که مطابق آن گویا جامعه ی سرمایه‌داری قبل از مبارزه ی طبقاتی موجود بوده و مبارزه ی طبقاتی بدان شکلی که ما می‌شناسیم زمانی به وجود آمده که پرولتاریا(و متحدین آن) علیه «بی‌عدالتی‌ها ی» جامعه(ی سرمایه‌داری) شورش نمودند. در حقیقت مبارزه ی طبقاتی خاص جامعه ی سرمایه‌داری با خود جامعه ی سرمایه داری از یک گوهرند. مبارزه ی طبقاتی جامعه ی سرمایه‌داری با جامعه ی سرمایه‌داری شروع شده و این بورژوازی بود که از همان آغاز این مبارزه را با خشونتی بی‌سابقه علیه پرولتاریائی که در آن زمان بی‌سلاح بود، رهبری نمود. پرولتاریا، قبل از تشکل و بسط آگاهی خود برای گذار به ضدتهاجم، صرفا علیه «بی‌عدالتی‌ها» شورش ننمود، بلکه بدوا در مقابل مبارزه ی طبقاتی بورژوازی مقاومت نموده و سپس به تهاجم برای اکتساب قدرت پرداخت.

2006-08-27

ماکسیم گورکی
خورده‌بورژواها
خورده‌بورژوا موجودی است که در دایره‌ی تنگ عادات و افکار محصور و در درون این دایره‌ی تنگ، تفکری «اتوماتیک» دارد. نفوذ خانواده، مدرسه، کلیسا و ادبیات «نوع‌پرورانه» بالاخره نفوذ هر آن چیزی که «روح قوانین» و «ترادیسیون‌»های بورژوازی نامیده می‌شود در مغز خورده‌بورژوا دستگاه ساده‌ای شبیه مکانیسم ساعت بغلی تعبیه می‌کند. این دستگاه، پیچ و دنده‌ی افکار بورژوایی را به حرکت در می‌آورد ومیل خودخواهانه‌ی خورده‌بورژوا را نسبت به سکون و آرامش قوت می‌بخشد. سراپای تمنیات خرده‌بورژوا بدن این که فصاحت در کلام را از دست بدهیم، در جمله‌ی زیر خلاصه می‌شود:
آقا جان به ما رحم کنید!
این تمنیات در برابر دولت و اجتماع کمی تکامل یافته و به عنوان مطالبات اساسی زیر در می‌آید: راحتم بگذار، بگذار به دلخواه خود زندگی کنم.
مطبوعات هر روز مرتبا به خرده‌بورژوا تذکر داده و تلقین می‌کند که اگر خرده‌بورژوا انگلیسی است او به‌ترین آدم دنیا است. اگر هم فرانسوی است باز به‌ترین آدم دنیا است. ولی اگر آلمانی یا روسی است، حقیقتا بی برو برگرد به‌ترین آدم‌ها است.
به هر صورت این آدم دنیای «متمدن» کاملا شبیه آن مرد وحشی است که در پاسخ کشیشی که پرسیده بود: «-دلت چه می‌خواهد؟» گفته بود: «-هر چه ممکن است کار بکنم، فکر نکنم، زیادتر بخورم.» خرده‌بورژوا انسان بیماری است که در اثر اعتیاد به یک طرز مخصوص تفکر، راه ترقی فکرش بسته شده است. گاهی در زیر ضربت حوادث، خرده‌بورژوا خود را با افکار بیگانه‌ای مواجه می‌بیند از این افکار مثل امراض جلدی یا سنگ کلیه و کبد رنج می‌برد. در این صورت به داروهای «مسکن» از قبیل خرافات، بدبینی، الکل، هرزگی و رسوایی مترسل می‌شود.

2006-08-08

گزارش اختصاصی یِ «انترناسیونال است نجات ِ انسان‌ها»
تجمع ِ ضد ِ جنگ ِ فعالین ِ چپ در تهران
مادری بود که سه فرزند پسر داشت.
جنگی درگرفت.
مادر فرزندی نداشت.
این سه‌گانه اثری از فیلم‌ساز بزرگ «الکساندر داوژنکو» از فیلم‌سازان مشهور شوروی است. جنگی که در اسرائیل و لبنان بین دولت راست اسرائیل و شبه‌نظامیان راست «حزب الله» درگرفته‌است نیز همین حکایت است. حزب الله به بهانه‌ی حمایت از دولت راست «حماس» فلسطین دو سرباز اسرائیلی را به اسارت گرفت و دولت اسرائیل به این بهانه به لبنان یورش برد. دولت اسرائیل مردم لبنان را به خاطر ملیت کذایی «لبنانی‌شان» می‌کشد و در مقابل شبه‌نظامیان حزب الله مردم اسرائیل را به خاطر ملیت کذایی «اسرائیلی‌شان» توسط موشک‌های کاتیوشا به قتل می‌رساند. مردم اومانیست و چپ دنیا در اعتراض به این وحشی‌گری به خیابان‌ها می‌ریزند. در لندن «کارگران سوسیالیست»، در هند «حزب کمونیست» و... در این میان کارگران چپ و کمونیست در اسرائیل نیز به خیابان‌ها آمده و خواستار صلح می‌شوند. آنها و دیگر گروه‌های چپ صلح طلب در اسرائیل همانند «Gush shalom» و «Hadash» و «Yesh gvul» شعار می‌دهند:
לא, לא למלחמה, כן, כן לשלום
نه, نه جنگ, بله, بله صلح
חייל, הקשב, אפשר גם לסרב
سرباز، بشنو، تو می‌تونی قبول نکنی ادامه...

2006-05-05

ولادیمیر لنین
زنده‌گی‌نامه یِ کارل مارکس
Karl Marx «کارل مارکس» در ۵ مه ۱۸۱۸ در شهر «تریر»(Trier)‮،‮ از توابع «پروس غربی» متولد شد. پس از آن که تحصیلات متوسطه را در دبیرستان شهر مزبور تمام کرد،‮ برای تحصیل «حقوق،‮ تاریخ و فلسفه» به دانش‌گاه «بن»(nnoB) و سپس «برلین» وارد گردید. در سال ۱۴۸۱ تحصیلات عالی او با رساله‌ای که در مورد فلسفه‌ی «ابیقور» نوشت خاتمه‌یافت. مارکس که خود را برای اشغال پست استادی دانش‌گاه بن آماده می‌کرد،‮ در نتیجه‌ی سیاست ارتجاعی حکومت وقت که امثال «لودویک فویرباخ»(hcabreueF giwduL) را از تدریس در دانش‌گاه ممنوع می‌نمود‮،‮ از این فکر منصرف شد. در این اوان جمعی از عناصر ناراضی «بورژوازی» آلمان در «کولونی» روزنامه‌ای به نام «روزنامه‌ی رنانی» برای مخالفت با عملیات ارتجاعی حکومت تاسیس نمودند. مارکس نیز برای شرکت در این روزنامه دعوت شد و چند ماه بعد سردبیری روزنامه‌ی مزبور را عهده‌دار گردید(اکتبر ۲۴۸۱). مقالات انقلابی مارکس حکومت را سخت متوحش ساخت به طوری که مارکس اجباراً از سردبیری روزنامه برکنار شد و روزنامه نیز چند ماه پس از کنار رفتن مارکس توقیف گردید(مارس ۳۴۸۱). ادامه...

Labels:

2006-05-01

Wokers of the world, unite!

Workers of the world, unite!
Пролетарии всех стран, соединяйтесь!
Trabalhadores do mundo, uni-vos!
Proletariusze wszystkich krajów, łączcie się!

פועלי ,כל העולם התאחדו!
يا عمال العالم، اتحدوا!
کارگران جهان، متحد شوید!

2006-04-11

ژادانف
مقابله با دشمن‌ان ِ مارکس‌یسم
در مطالعه و تحقیق انتقادی دستگاههای فلسفی نمی توان افکار کهنه و مرده را بدون انتقاد اساسی مناط اعتبار دانست و بر عکس باید افکار و عقایدی را که با کهنگی خود امروز مورد استفاده ی دشمنان مارکسیسم قرار گرفته اند شدیدا مورد حمله قرارداد، از این قبیل هستند کانتیسم جدید و علم کلام و اشکال کهنه و نوین فلسفه ی مبتنی بر شک و تردید و کوشش بر دخالت دادن خدا در علوم طبیعی و کلیه فعالیت هائی که می خواهند بازار از رونق افتاده ی متافیزیک را دوباره گرم کنند. این فعالیت ها قورخانه و مرکز فعالیت های فیلسوفان مزدورامپریالیسم است و به این وسیله سعی دارند که از زده شدن کوس رسوائی و ورشکستگی اربابان خود جلوگیری به عمل آورند

2006-04-10

حقیقت در ماتریال‌یسم ِ دیالکتیک
ماتریالیسم دیالکتیک جریان شناخت کامل هر حقیقتی را دارای سه مرحله می داند و حقیقت را بر حسب این مراحل به سه دسته تقسیم می کند: حقیقت نسبی، حقیقت عینی و حقیقت مطلق
حقیقت نسبی شامل ان قسمت از تصورات انسان درباره ی طبیعت است که هنوز صحت کامل آن از طرف علم تائید نشده و یا تکمیل نیست. مانند نظریه ی لاپلاس راجع به چگونگی پیدایش زمین
حقیقت عینی مشتمل بر آن قسمت از اطلاعات بشر، که فنومن ها و اشیاء جهان را به درستی و مطابق با واقع منعکس می سازد. مانند آموزش علم ژئولوژی مبنی بر این که زمین مدت ها قبل از پیدایش موجود زنده وجود داشته است
حقیقت مطلق بر طبق تعلیمات ماتریالیسم دیالکتیک علم شناخت معرف یک پروسه ی تاریخی بی انتهائی است که مراحل طی شده ی آن نشان می دهند که انسان، که ابتدا تقریبا فاقد هرگونه اطلاعی درباره طبیعت بوده، به تدریج، یعنی پابه پای تکامل زندگی مادی اجتماع و در جریان تولید دسته جمعی، اطلاعات جسته گریخته ای راجع به اشیاء جداگانه به دست می آورد؛ برا اساس تجربه و پراتیک، این اطلاعات حسته گریخته را به یکدیگر مربوط می سازد و به فنومن های جداجدای طبیعت پی می برد؛ از ربط و اتصال روابط موجود این این فنومن ها، قوانین طبیعی را کشف می کند و بلاخره دایره ی معلومات خود را در جریان کار و عمل توسعه می دهد و به مرحله ی کنونی خود می رسد

2006-04-09

کارل مارکس در نامه ای خطاب به دوست خود کوگلمان(Kuglemann)
مصلحت ِ انقلابی
باید با واقعیت آن طور که هستند برخورد نمود، یعنی باید مصلحت انقلابی را به نحوی عرضه کرد که با شرایط نوین تطبیق نماید

تقی ارانی
واقعیت، حقیقت
طبیعت مادی در خارج از انسان مستقلا، یعنی بدون ارتباط به فکر بشر، موجود است که ما آن را «واقعیت» میگوئیم. تصویر این واقعیت در فکر بشر «حقیقت» است که مانند واقعیت دائما در تغییر است حقیقت متحرک(متغیر) موجود در «زمان-مکان» ماده است؛ حقیقت حاصل از «زمان-مکان-ماده» طبیعت است

ولادیمیر لنین
سه منبع و سه جزء ِ تشکیل‌دهنده یِ مارکس‌یسم
آئین مارکسیسم دارای قدرتی عظیم است، زیرا صحیح است. این آئین هماهنگ و کامل است و به انسان نوعی جهان بینی عطا می کند که با هر قسم افکار خرافی و ارتخاعی یا با هرگونه جانب داری از مظالم بورژوائی مباینت دارد. این آئین به حق جانشین بهترین چیزهایی است که انسانیت در قرن نوزدهم با فلسفه ی آلمان و اقتصاد انگلیس و سوسیالیسم فرانسه به وجود آورده است
ولادیمیر لنین، سه منبع و سه جزء تشکیل دهنده ی مارکسیسم ۱۹۱۳؛ مجله ی پروسوه شه ن(Просвешение)

2006-03-05

صمد بهرنگی
مرگ
مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید؛ اما من تا می توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقت ناچار با مرگ ناچار شوم که می شوم-مهم نیست؛ مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.

2005-12-14

افزایش ِ بی‌عدالتی هم‌راه با جهانی‌سازی
جهانی‌سازی
سازمان ملل: سازمان بین المللی کار در گزارشی اعلام کرد که با وجود رشد اقتصادی جهانی, «جهانی شدن» فقر را کاهش نداده و به ایجاد شغل های جدید و بهتر و کاهش فقر, کمکی نکرده است.«خوان سوماویا» دبیرکل سازمان بین المللی کار, در گزارش خود تصریح کرد: پیام مهم این گزارش این است که تاکنون ایجاد شغل و درآمد بهتر برای کارگران جهان در اولویت های سیاست گذاری قرار نداشته است. این گزارش که تحت عنوان «چهارمین ویرایش شاخص های بازار کار» منتشر شده است, تصریح کرد: «در حال حاضر بیش از پنجاه درصد کارگران جهان آن قدر درآمد ندارند خود و خوانواده ی خود را از خط فقر که درآمدی معادل دو دلار در روز است, بالاتر ببرند». سوماویا گفت: جهانی شدن, تاکنون نتوانسته است به ایجاد فرصت های شغلی شایسته و قابل تحمل در سراسر جهان بپردازد. این شرایط باید تغییر کند و همانطور که بسیاری از رهبران جهانی گفته اند, ما باید ایجاد شغل مناسب را جزو اهداف اصلی تمامب سیاست های اقتصادی و اجتماعی خود قرار دهیم. بنابر این گزارش, در بخشهایی از آسیا رونق اقتصادی به گسترش شغل ها و شرایط بهتر زندگی منجر شده است, ولی درآفریقا و بخشهایی از آمریکای لاتین تعداد کسانی که در شرایط نامناسب مشغول به کار هستند, در حال افزایش است. همچنین تعداد زنان و مردانی که با درآمدی کمتر از دو دلار در روز زندگی می کنند طی ده سال گذشته کاهش نیافته و در حال حاضر بیش از یک میلیارد(بیلیون) و سی صدو هشتاد میلیون نفر از کارگران جهان زیر خط فقر به سر میبرند. طبق این گزارش, در بسیاری از کشورهای توسعه یافته نیز مشکل اصلی عدم وجود فرصت های شغلی پربار و شایسته و نه مساله ی بیکاری است. در این گزارش بیست شاخص مهم همچون مشارکت نیروی کار, استخدام, عدم فعالیت, قابلیت های استخدام, زمینه های اشتغال و بیکاری و شاخص های کیفی همچون ساعت کاری, حقوق, وضعیت استخدام و دوران بیکاری برسی شده است. نتایج تحقیقات اریه شده در این گزارش نشان می دهد که در سال های 1990 تا 2000 میلادی, حقوق شغل های تخصصی در سراسر جهان با سرعت بیشتری افزایش یافته است که نشانگر افزایش بی عدالتی است.

2005-12-12

آتش سوزی در مرکز نگهداری کارتن خوابها در یکی از پارک های تهران
روزنامه ی اطلاعات:«آتش سوزی در مرکز نگهداری کارتن خوابها در یکی از پارک های تهران دو کشته و یک مجروح بر جا گذاشت. این حادثه ساعت دو و نیم بامداد دیروز در پی آتش گرفتن چادری که محل خواب شماری از کارتن خواب ها بود رخ داد و در نتیجه دو نفر از آن ها هویتشان معلوم نیست ِ جان خود را از دست دادند و یک نفر به نام بهزاد که دچار سوختگی شدید شده بود ِبه بیمارستان منتقل شد. با حضور ماموران آتش نشانی حریق بلافاصله اطفا شد و کارشناسان این سازمان درباره ی علت آتش سوزی تحقیق می کنند. در این چادر نود و چهار نفر از بی خانمانها اسکان یافته بودند که شماری از آن ها در هنگام آتش سوزی فرصت فرار یافتند.»